قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3233
تاريخ الفي ( فارسى )
خاطر راه ندادهام . اكنون كه من را سفر آخرت در پيش است ، ملتمس آن است كه دست بيگانه از مك ما بازداشته ، پسر من ، نور الدّين محمّد ، را در ظل حمايت خود نگاهدارى . » و ملك نور الدّين قبول اين معنى نموده ، بعد از فوت او به مقتضاى وعدهء خود هميشه در مقام رعايت و محافظت پسر او مىبود و در آن باب بههيچوجه خود را معاف نمىداشت ؛ چنانچه نوبتى ملك قطب الدّين مودود ، برادر كلان ملك نور الدّين محمود ، داعيهء گرفتن ولايت حصن كيفا نمود و ملك نور الدّين كس پيش برادر خود فرستاده از آن منع نمود و گفت : « اگر شما سخن مرا در باب پسر مجير الدّين قبول نمىكنيد ، حقوق برادرى از ميانهء ما بر طرف خواهد شد . » بنابراين قطب الدّين مودود ترك آن عزيمت نموده ، دست از گرفتن حصن كيفا بازداشت . و هم در اين سال ايل ارسلان خوارزمشاه با لشكرى جرّار متوجّه ولايت خراسان گرديد و مدّتى مديد امير مؤيّد اىابه را در شادياخ نيشابور محاصره نمود . آخر الأمر ، مهم ميانهء ايشان به مصالحه قرار گرفت و خوارزمشاه بازگشته به خوارزم رفت . و در ششم ربيع الأوّل اين سال ، و بعضى در ربيع الأوّل سال قبل گفتهاند حسن نامآور كه برادر زن سيّدنا حسن صبّاح بود ، حسن على ذكره السلام را بهواسطهء آنكه وى در ابطال شريعت و ترويج مزخرفات خود بسيار مىكوشيد ، به زخم كارد هلاك گردانيد . و اهل اسلام قبل از آنكه از حسن على ذكره السلام آن حركات ناشايسته - كه شمّهاى از آن سابقا قلمى شد - به ظهور نرسيده بود ، بر ايشان اطلاق اسم ملاحده نمىكردند ، بلكه ايشان را اسماعيليهء نزاريّه مىگفتند و بعد از ظهور آن امور از حسن على ذكره السّلام ، به اسم ملاحده شهرت يافتند . [ 118 ب ] و چون حسن على ذكره السّلام در قلعهء لمبسر « 1 » به قتل رسيد ، پسرش نور الدّين محمّد ، كه پنجم داعى بود از آن طايفه ، در سنّ نوزده سالگى بهموجب نصّ پدر به حكومت آن طايفه مقرّر شد . او در اوّل حال حسن نامآور را با تمام اقربا و خويشان او از زن و مرد و كوچك و بزرگ ، كه بقاياى آل بويه بودند ، در آن ديار به عقوبت تمام به قتل رسانيد و اثرى از آثار آل بويه در آن ديار نگذاشت . و اين نور الدّين محمّد در اظهار دعوت قيامت كه از مخترعات پدرش بود و ترويج آن از پدرش سعى بيشتر مىنمود و در علم فلسفه و حكمت فصول مشبّع مىنوشت و مصطلحات مذهب خود را به ادلّهء حكيمانه مؤيّد مىساخت . او را در جميع امور حكمى و شرعى و اقسام عربيت و اشعار ايشان مهارت تمام بود . و اكنون از مصنّفات او در فنون متعدّده بسيار پيدا مىشود . و وى معاصر فخر رازى بود . و در آنوقت كه فخر رازى از آذربايجان بازگشته در رى به درس و افادهء علوم مشغول بود و بهواسطهء تبحّر او در علوم و
--> ( 1 ) . در متن : بلنسر .